تبليغاتX
روزانه ها برای نخواندن !

از پیِ این بیرق های رنگیِ به درخت آویخته

گریه، بی تسکین ترین، بارانِ رحمت ست که می بارد!
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 11:52 توسط ن.م.ا |



موسیقی
به آواز در آمد
در
سکوتِ لحظه های نابِ تنهایی من!
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 2:50 توسط ن.م.ا |



خانه تکانی می کنم،
گرمای تابستان را جانشینِ باران پاییز

لبخند را به جای رگبار چین های صورتم!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 11:49 توسط ن.م.ا |



من هستم، عزیز دلم

به یُمن حضور مــن
فردا خورشید طلوع خواهد کرد!

برای لقمه ای خواب، فُـرصتـــــــــــــم تنگ است!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 3:46 توسط ن.م.ا |



مرگ
بهانه شدی
تا تماشاچی زندگی
باشم!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 11:0 توسط ن.م.ا |



راه را از عابری غریبه پرسیدم!

تا بهانه ی سرگردانی را دوره کنم ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 11:40 توسط ن.م.ا |



بی نزاکت تــــــــــر،از تو ندیدم!

گذشته!
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 16:18 توسط ن.م.ا |



سنگ ها را بهانه می کنم ... بهانه!

"بعدها نام مرا باران و باد

نرم می شویند از رخسار سنگ"

...

با هزاران ترانه تو را

می سرایم ... تو را!

+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 22:26 توسط ن.م.ا |



تا عمـــــــــر باقیست،
تانگوی عاشقانه ی ما .... جاریست!

و مـــــــن
روزگار را ... رقصیده ام!
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 9:13 توسط ن.م.ا |



آموخته ام
رشته ی پیوند من به تو
احیا کننده ی این رسالتِ خاموش نیست!

برای زیستن، بهانه ها رو بهانه می کنم.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 10:12 توسط ن.م.ا |